تبليغاتX
عشق و بی وفایی و تنهایی
عشق و بی وفایی و تنهایی

فقر واقعی!

روزی یک مرد ثروتمند، پسر بچه کوچکش را به روستا برد تا به او نشان دهد مردمی که در آنجا زندگی میکنند، چقدر فقیر هستند. آن دو یک شبانه روز در خانه محقر یک روستایی مهمان بودند. در راه بازگشت و در پایان سفر، مرد از پسرش پرسید: نظرت در مورد مسافرتمان چه بود؟ پسر پاسخ داد: عالی بود پدر! پدر پرسید آیا به زندگی آنها توجه کردی؟ پسر پاسخ داد: بله پدر! و پدر پرسید: چه چیزی از این سفر یاد گرفتی؟ پسر کمی اندیشید و بعد به آرامی گفت:

فهمیدم که ما در خانه یک سگ داریم و آنها چهار تا. ما در حیاطمان یک فواره داریم و آنها رودخانه ای دارند که نهایت ندارد. ما در حیاطمان فانوس های تزیینی داریم و آنها ستارگان را دارند. حیاط ما به دیوارهایش محدود می شود اما باغ آنها بی انتهاست! با شنیدن حرفهای پسر، زبان مرد بند آمده بود.
بعد پسر بچه اضافه کرد :متشکرم پدر، تو به من نشان دادی که ما چقدر فقیر هستیم!

87/04/03 توسط شاهد |
حرف دل من

دلمو اینقده نشکن
آخه این دل عاشقت بود
له نکن این قلب خونو
آخه روزی لایقت بود
دلمو اینقدر نسوزون
مگه چی مونده از این دل
رفتی و با بی وفاییت
زدی مهر نقص باطل
تو که دوست نداشتی باشی
چرا آتیشم کشیدی
اونکه تو خودخواهی هات مرد
دل من بود تو ندیدی
از تو خونه وجودم
به چه آسونی پریدی
ریختن غرور این مرد رو
ندیدی نشنیدی

آخرین نوشته ها
ارزش دعا
سهراب سپهري ورژن 2008:
یادش بخیر...
شب...
حقیقت و دروغ
دنیای بی ارزش
سوال همه آدم ها!
زندگی یعنی چی؟
آخرین فرصت
قول دادم عاشق نشم
همسر آینده ام!!!
عصر ما
زندگی اجبار است...
تحقیقات در مورد مرد و زن
مصاحبه باحال!!!
موضوع اصلي را فراموش نكن!
کاش ... میدونست
طوری زندگی کن که...
نقاشی زندگی
اي كه مي پرسي نشان عشق چيست
صدایم کن
روزای دل شکستن
پيشنهاداتي براي عدم ترشيدگي دوشيزگان محترم :
دنیای بی آدمک
دوستی که (تا) نداره!!!
عشق یعنی...
دوران زندگی آدم ها
راز بزرگ!
فقر واقعی!
اقدامات شرم آور دکتر مددی...
امکانات

ابتدا نيت كنيد

ابتدا نيت كنيد


.::.حالا كليد فال را فشار دهيد.::.

براي گرفتن فال خود اينجا را كليك كنيد
دریافت کد فال حافظ برای وبلاگ



< < آموزش قالب كدجاوا>





Powered by WebGozar