سهم من از عشق تنها یک خیال مبهم است
سهمم از دیوانگی ها گریه های نم نم است
بی تو من لبریز اندوهم ،اسیر عشق های کودکی
بی تو اما قلب من حالا بدون همدم است
خوب می دانی دلم زندا نی چشما ن توست
خیسی چشمان من از نم نم باران توست
درد من دیوانگی ها، عشق درمان من است
قلب من اما هنوزم بی سر و سامان توست
عاشقی ها ، مهربانی ها همه یادش بخیر
درددلها و تمام همزبانی ها همه یادش بخیر
در میان کوچه باغ خاطرات کودکی پا می نهم
خاطرات کودکی، شیرین زبانی ها همه یادش بخیر
ای خدا دل کندن جانکاه مان یادش بخیر
گریه ها و نم نم باران مان یادش بخیر
سادگی ،دیوانگی، مفهوم عاشق بودن است
های های و ناله های بی امان یادش بخیر
این چه گیتاری ست آهنگ جدایی می زند
این چه ناقوسی ست حرف از بی وفایی می زند
این جدایی اول دیوانگی های من است
این چه تکخوانی ست داد از همصدایی می زند
می روم چون ماندنم چنگی به قلبت می زند
می روم چون اسب خوشبختی ز دستم می رمد
می روم با عشق ها ، دیوانگی ها و تمام سادگی
گر چه پشت خسته ام از بی وفایی می خمد